السيد الخميني

199

ديوان امام ( فارسى )

ايمان آن را كه زمين و آسمانش جا نيست * بر عرش برين و كُرسيش مأوا نيست اندر دل عاشقش بگنجد اى دوست * ايمانست اين و غير از اين معنا نيست عشق آن دل كه به ياد تو نباشد دل نيست * قلبى كه به عشقت نطپد جُز گِل نيست آن كس كه ندارد بسر كوى تو راه * از زندگى بىثمرش حاصِل نيست